سناریو ریمو به زبان فارسی

From Touhou Patch Center
Jump to: navigation, search
This page is a translated version of a page Th07/Reimu's Scenario and the translation is 100% complete.

Other languages:Arabic 38% • ‎Czech 100% • ‎German 100% • ‎Deutsch (meta) 18% • ‎Greek 100% • ‎English 100% • ‎4Kids English 100% • ‎English (alternate) 65% • ‎Canadian English 5% • ‎British English 18% • ‎Google Translate English 100% • ‎Literal English 6% • ‎Troll translations 21% • ‎English (preta's translation) 1% • ‎Yorkshire English 8% • ‎Spanish 100% • ‎Latin American Spanish 5% • ‎Venezuelan Spanish 7% • ‎Persian 100% • ‎Finnish 100% • ‎French 100% • ‎Swiss German 53% • ‎Hindi 100% • ‎Hungarian 100% • ‎Indonesian 100% • ‎Italian 100% • ‎Japanese 100% • ‎Korean 100% • ‎Luxembourgish 99% • ‎Simplified Malay 4% • ‎Norwegian Bokmål 100% • ‎Polish 89% • ‎Portuguese 100% • ‎Brazilian Portuguese 100% • ‎Brazilian Portuguese troll translations 18% • ‎Quechua 22% • ‎Romanian 100% • ‎Russian 100% • ‎Serbian 100% • ‎Swedish 100% • ‎Thai 100% • ‎Tagalog 100% • ‎Turkish 100% • ‎Ukrainian 100% • ‎Venetian 86% • ‎Vietnamese 100% • ‎Google Translate Vietnamese 100% • ‎Tiếng Việt (Troll translation) 100% • ‎Tiếng Việt (THVNFB translation) 3% • ‎Simplified Chinese 99%

Translated by ShinobiX ترجمه توسط ShinobiX

مرحله 1

Gnome-colors-gtk-edit.svg msg1.dat.jdiff


Reimu

#0@60چه قدر سرده...

Reimu

#0@61باید جلوی این هوا گرفته بشه.

Reimu

#0@62الان باید فصلی مناسب خوابیدن باشه...

Letty Whiterock enters

Letty

#0@102"در بهار، انسان به خوابی می رود که با هیچ سپیده دمی آشنایی ندارد" مگه نه؟

#0@113چیزی که زمستان جا گذاشت Letty Whiterock

Reimu

#0@113اگر هم زمان چیزی باشه، زمان اینه که هم نوعانت برای همیشه به خواب برن

Letty

#0@114اگه اینطوره، مگه انسان ها در زمستان نمی خوابن؟ بالاخره شما هم پستان دارین.

Reimu

#0@115بعضی ها می خوابن، ولی من نه.

Letty

#0@116پس من کمکت می کنم که به خواب بری. یک خواب عمیق و آرام

Reimu

#0@117آه ه ه ولی برای یک خواب عمیق، هوا باید از این خیلی گرم تر باشه

Letty

#0@118اگه تو فقط می تونی در هوای گرم بخوابی،

پس تو هم همانند مایی.

و همانند گل های آسبی.

tdb:th07 03/fa

Reimu

#0@119ساکت شو! اگه امثال تو به خواب برن بالاخره هوا گرم میشه.

Letty Whiterock defeated

Reimu

#1@60این مبارزه حتی دست گرمی هم نبود.

Reimu

#1@60اگه با دل و جون بیشتری حمله می کرد بهتر بود.

مرحله 2



Gnome-colors-gtk-edit.svg msg2.dat.jdiff


Reimu

#0@60همم؟

Reimu

#0@61تو یه همچین جاهایی هم خونه هست؟

Chen enters

???

#0@101ورود به اینجا به معنای پایانه!

#0@102گربه ی سیاه اقبال بد Chen

Reimu

#0@102پایان؟

Chen

#0@103خب حالا هرچی، به مایوهیگا خوش اومدی.

Reimu

#0@104خب، حالا پایان چی؟

Chen

#0@105زمانی که وارد بشی، دیگه نمی تونی خارج بشی

Reimu

#0@106که اینطور

Reimu

#0@107... حالا که حرفش شد، اقلام مایوهیگا...

Reimu

#0@108...به این معروفن که اگه با خودت به خونه ببریشون برات خوش شانسی می آرن

Chen

#0@109درسته

Reimu

#0@110پس وقتشه که غارت رو شروع کنیم!

Chen

#0@111چی؟؟

tdb:th07 05/fa

Chen

#0@112این جا دهکده ماست. میشه همین الان ازاینجا بری، انسان؟

Reimu

#0@113پس (( زمانی که وارد بشی دیگه نمی تونی خارج بشی )) چی شد؟

Chen defeated

Reimu

#1@60خب حالا،

Reimu

#1@60بهتره چندتا وسیله به درد بخور و قابل حمل پیدا کنم

مرحله 3



Gnome-colors-gtk-edit.svg msg3.dat.jdiff


Reimu

#0@60عجب شب سردی.

Reimu

#0@61و هیچ چی هم نمی تونم ببینم

Alice Margatroid enters

???

#0@101حتی سطح بهار تو هم برای کنار زدن این سرما کافی نیست؟

#0@102عروسک گردان هفت رنگ Alice Margatroid

Reimu

#0@102آره، ممکنه حقیقت داشته باشه

Alice

#0@103خیلی وقته که ندیدمت

Reimu

#0@104ولی ما که همین الان همدیگرو ملاقات کردیم

Alice

#0@105نه، منظورم این نبود.

Reimu

#0@106باید به خاطر بیارم؟

Alice

#0@107من رو یادت نمی آد؟ خب، حالا هرچی.

Reimu

#0@108این به کنار، منظورت از سطح بهار چی بود؟

Alice

#0@109منظور من بهار درون سرت بود

Reimu

#0@110امیدوارم سطحش زیاد بالا نباشه

Reimu

#0@111اما، چرا زمستون اینقدر طولانی شده؟

Alice

#0@112یک نفر داره بهار رو جمع می کنهُ

Reimu

#0@113و تو دستی درش نداری؟

Alice

#0@114معلومه که نه

Reimu

#0@115خداحافظ

Alice

#0@116هی!

tdb:th07 07/fa

Alice

#0@117تازه بعد از این همه وقت همدیگرو دیدیم، دوست قدیمی. آیا جونت رو به عنوان هدیه برای من آوردی؟

Reimu

#0@118و چرا یک احمق جادویی هفت رنگ من رو دوست قدیمی صدا می زنه؟

Alice

#0@119در کل، تمامی راهبه های معبد دو رنگه هستند

Alice

#0@120قدرت تو فقط 28.5714 درصد قدرت منه

Alice Margatroid defeated

Reimu

#1@60منظورت از "بهار"،

Reimu

#1@61به این برگ های شکوفه گیلاس بود؟

Alice

#1@62تو داشتی بدون این که خودت بدونی جمعشون می کردی؟

Reimu

#1@63نه، یعنی اینکه، آه...آره؟

مرحله 4

Gnome-colors-gtk-edit.svg msg4.dat.jdiff


Reimu

#0@60خب در کل...

Reimu

#0@61چرا شکوفه های گیلاس از بالای ابرها به زمین می ریزن؟

Reimu

#0@62...

Reimu

#0@63...

Reimu

#0@64مگه الان یه نفر نباید جواب من رو بده؟

Lunasa Prismriver enters

???

#0@105باشه، باشه.

#0@106روح ویولن زن Lusana Prismriver

Lunasa

#0@106میدونی، این همون چیزه است

Lunasa

#0@107این دور و ورا وقتی فصل عوض میشه فشاره اتمسفر...آم، کم میشه

Reimu

#0@138مثل این که تنش ما هم قراره کم بشه.

Lunasa

#0@139...

Reimu

#0@140هی، من اینجا کار دارم. به این زودیا نمی رم خونه!

Lunasa

#0@141هیچ کس نگفت که بری.

Lunasa

#0@142می دونی، منظورم این بود که فشارهوای بالا رونده اینجا زیاده

Reimu

#0@143منظورم اینه که، به نظر میاد مقصد من پشت این دروازه استو

???

#0@144خیلی عجله داری، خواهر.

Merlin Prismriver enters
Lyrica Prismriver enters

#0@204روح شیپور زن Merlin Prismriver

Merlin

#0@204و اون کیه؟

Lunasa

#0@205یک جریان هوای بالا رونده.

#0@206روح کی بورد زن Lyrica Prismriver

Lyrica

#0@206دشمن طبیعی ما!

Reimu

#0@207نه لزوما.

Reimu

#0@208خب، شماها کی هستین؟ و اصلا اینکه اینجا کجاست؟

tdb:th07 09/fa

Lyrica

#0@209ما گروه اجرای مسویقی روحانی هستیم ما به اینجا دعوت شدیم

Merlin

#0@210قراره که یک مراسم گل بینی در هاکوگیوکورو برگزار بشه. ما قراره که با موسیقیمون به مراسم شادی ببخشیم.

Lunasa

#0@211اما تو نمی تونی اجرا کنی

Reimu

#0@212اما من هم می خوام به گل بینی برم.

Merlin

#0@213تو که دعوت نشدی

Reimu

#0@214توسط ارواح؟ می شدم هم خوشم نمی اومد

Lunasa

#0@215صداهای ناخواسته باید محو بشن!

Lyrica

#0@216موفق باشه

Lunasa

#0@217هر کمکی قابل تقدیره

Prismriver Sisters defeated

Reimu

#1@60آره! حالا می تونم به مراسم گل بینی برم!

Sisters

#1@61خب... پس هدقت "ربودن مراسم گل بینی" بود؟

Reimu

#1@62احساس می کنم یه چیزی درست نیست///

مرحله 5



Gnome-colors-gtk-edit.svg msg5.dat.jdiff


Youmu Konpaku enters

???

#2@40که اینطور، پس تو یک انسانی.

???

#2@120دقیقا همون چیزی که بهش احتیاج داشتم

???

#2@210هر ذره از بهارت رو

???

#2@300از وجودت بیرون می کشم!

Youmu Konpaku exits

Reimu

#0@60این احساس بدشگون...

Reimu

#0@61اصلا باعث خوشحالیم نمی شه

Youmu Konpaku enters

???

#0@101پس بخاطر اینه که همه اینجا اینقدر پر سر و صدان

#0@102باغبان نیمه شبح Youmu Konpaku

Youmu

#0@102حتما به خاطر یک انسان زنده است.

Reimu

#0@103...نگو که اینجا...

Youmu

#0@105اینجا جاییه که آنهایی که قبلا زنده بودند اقامت دارند

Reimu

#0@106جهان مردگان؟ پس یه جورایی من هم دعوت شدم.

Youmu

#0@108تو هنوز دعوت نشدی

Reimu

#0@109در هر صورت...

Reimu

#0@110چطور یه انسان معموای به این راحتی وارد جهان مردگان بشه؟ این خیلی خطرناکه.

Youmu

#0@111تو سر راحت حصار رو شکستی، مگه نه!

Reimu

#0@112اون که به راحتی باز شد

Youmu

#0@113اون حصار مثل یه علامت (( وارد نشوید )) بود

Youmu

#0@114تو مثل یه کودکی که از یک ستون با علامت (( بالا نروید )) بالا بره

Youmu

#0@115بعد هم خودخواهانه خرابش کنی و بگی ((این که خیلی خطرناکه))؟ مضحکه

Reimu

#0@116شبح خیلی پر حرفی هستی

Youmu

#0@117من فقط نیمه شبح ام!

Reimu

#0@118این قسمت جملم بهت برخورد؟

Youmu

#0@119در هر صورت، با یک مقدار بهار بیشتر

Youmu

#0@120ساگیوآیاکاشی بالاخره کاملا شکوفه می ده

Youmu

#0@121اون مقدار ناچیز بهار که با خودت به اینجا آوردی

Youmu

#0@122ما رو یک قدم به شکوفه کامل نزدیک می کنه

Reimu

#0@123نه واقعا یه نیمه شبح خیلی پر حرفی

Youmu

#0@124اصلا داشتی به حرفام گوش می دادی?

Youmu

#0@125من اینجا می برمت و تو با مرگ خودت ملاقات خواهی کرد

Reimu

#0@126اگه من در جهان مردگان بمیرم، باز هم به جهان مردگان بر می گردم؟

Youmu

#0@127تورو به جهنم می فرستم

Reimu

#0@128اه، پس اینجا جهنم نیست؟

tdb:th07 11/fa

Youmu

#0@129هیچ چیزی در جهان وجود نداره که روکانکن من...

Youmu

#0@130که توسط یوکای ها ساخته شده نتونه ببره!

Youmu Konpaku defeated

Reimu

#1@60اینجا به مقدار کافی بهار هست

Reimu

#1@61شماها سعی دارید که چیکار کنید؟

Youmu

#1@62بانوی جوان دلشون می خواد که امسال شکوفه های بی نقصی رو ببینند

Youmu

#1@63این مقدار از بهار برای کامل شکوفه دادن ساگیوآیاکاشی کافی نیست

Reimu

#1@64و شکوفه دهی کامل... اتفاق خوبیه؟

مرحله 6

Gnome-colors-gtk-edit.svg msg6.dat.jdiff


Youmu Konpaku enters

Youmu

#2@40اگه یک قدم دیگه برداری...

Youmu

#2@120دیگه حتی برام مهم هم نخواهد بود اگه بانوی جوان بکشتت!

Reimu

#2@210مگه اون کسی که کشته میشه تو نیستی؟

Youmu Konpaku defeated

Reimu

#0@60ای بابا!

Reimu

#0@61دیگه از دست این همه شبح خسته شدم!

???

#0@62گستاخانه وارد باغ کس دیگری شدن

???

#0@63و ایراد گیری از اون

Reimu

#0@64؟!

Yuyuko Saigyouji enters

???

#0@194کار طبیعی ای نیست.

#0@195دختر روح در برج جهان زیرین Yuyuko Saigyouji

Yuyuko

#0@195اما قبول دارم که خونه من پر از روح است

Reimu

#0@196خب، من اینجا پیکار داشتم؟ شکوفه های گیلاس دوست داشتنی حواسم رو پرت کردن

Yuyuko

#0@198شاید برای گل بینی اومدی

Yuyuko

#0@199هنوز چندتا جای خالی هست

Reimu

#0@200اه، واقعا؟ پس بریم یه نگاهی بندازیم

Yuyuko

#0@202اما عزیزم، تو هنوز دعوت نشدی

Reimu

#0@203آه، آره، آره، یادم اومد

Yuyuko

#0@204چی رو؟

Reimu

#0@205ترجیح می دم که یک مهمونی گل بینی تو معبدم داشته باشم

Yuyuko

#0@206...

Reimu

#0@207با این که گل های اینجا جدا زیبان،

Reimu

#0@208میشه لطفا بهاری رو که دزدیدی برگردونی؟

Yuyuko

#0@209فقط چند لحظه دیگه

Yuyuko

#0@210چند لحظه دیگه و ساگیو آیاکاشی به شکوفه دهی کامل می رسه

Reimu

#0@211اصلا این ساگیو آیاکاشی چی هست؟

Yuyuko

#0@212درخت گیلاس یوکایمون

Yuyuko

#0@213ما هنوز بهار کافی نداریم تا بتونیم مهرش رو بشکنیم

Reimu

#0@214اگه به عمد مهر شده،

Reimu

#0@215پس بهتره که کاری بهش نداشته باشیم، مگه نه؟

Reimu

#0@216درضمن، ما که نمی دونیم چه چیزی به همراهش مهر شده

Yuyuko

#0@217چطور می تونی بعد از رخنه کردن در مانع ما این حرف رو بزنی؟

Reimu

#0@218خب حالا هرچی. اگه مهر رو بشکنی چه اتفاقی میافته؟

Yuyuko

#0@219یک شکوفه دهی کامل رخ می ده

Reimu

#0@220...

Yuyuko

#0@221و در اون زمان، یک فرد خاص احیا میشه

Reimu

#0@222احیای مردم از سر تفریح کار خوبی نیست. و ما نمی دونیم که کی احیا میشه

Yuyuko

#0@223اه، من می تونم انسان ها و یوکای ها رو از سر تفریح به مرگشون دعوت کنم

Reimu

#0@224اینکه می تونی دیگران رو به مرگشون دعوت کنی به این معنا نیست که درباره زندگی بخشی چیزی می دونی

Reimu

#0@225اگه یه موجود خیلی بد رو احیا کردی چی؟

Yuyuko

#0@226تا زمانی که امتحان نکنیم نمی دونیم

Yuyuko

#0@227در هر حال، دختر دعوت نشده

Yuyuko

#0@228بودن در اینجا در این لحظه از زمان مساوی با مرده بودن هست

Yuyuko

#0@229یا که دقیقتر، بودنت در اینجا به این معناست که مردی.

Reimu

#0@230حتی اگر هم مرده باشم، می تونم به گل بینی برم

Yuyuko

#0@231اگه من اون مقدار کم از بهار رو که با خودت حمل می کنی داشته باشم

Yuyuko

#0@232اونوقت می تونم شکوفه های گیلاس واقعی ببینم. به همراه یک "فرد خاص"

Reimu

#0@233خیله خب، شوخی دیگه بسه.

Reimu

#0@234من الان بهار گنسوکیو رو پس می گیرم

tdb:th07 13/fa

Yuyuko

#0@235باید از همون اول این رو می گفتی

Reimu

#0@236این دومین چیزی بود که از اول گفتم

Yuyuko

#0@237نتیجه مهم ترین بخشه

Reimu Yuyuko

#0@238به زیر گل ها برگرد، روح بهار! در زیر گل ها به خواب برو، پروانه سفید و قرمز!

  • If player continued
Bad Ending #1
  • If player didn't continue
Reimu-AEnding #4
Reimu-BEnding #5
[[Category:MediaWiki:Cat story/fa]][[Category:MediaWiki:Cat lang/fa]]